خیلی نباید سخت باشد..
گاهی..
بی بهانه خندیدن...
هر چند..
بیزارم...
از ماسک های نقاشی شده...
روی..
صورت های تار عنکبوت بسته...
اما..
میشود گاهی..
فراموش کرد...
که این موجودات دوپا...
دروغ هم میگویند!
ــ می گفت: *تنها دل ما دل نیست*
راست می گفت......
|
که بار دگر شام شد .... سرا پای گیتی سیه فام شد ... همه ی خلق را گاه آرام شد... مگر من که جز رنج و غمم شد فزون ... جهان را نبود خوشی در مزاج به جز مرگ من نبود غمم را علاج | |
|
زندگی رنگ پریشانی گرفت هرکه امد عشق را بازی گرفت رنگ ارزشها همه بی رنگ شد معصیت با عافیت همسنگ شد ای دریغا رادمردی ها چه شد قصه مردان عشق افسانه شد رسم لیلی مرد و مجنون زار شد عاشقی خر مهره بازار شد می شود بار دگر همدل شویم در وفا چون پاک بازان گل شویم | |